|
کبوتر جلد حرم عاشقانه های یک زائر
|
فقط یک نگاه شما به عالمی می ارزد!
و باز غمگنانه ترین روز فرا می رسد و باز صدایت می زنم تا گره از کارم وا کنی... چهل برای من یعنی تکامل و حالا بالغ شده غصه هایت زینب نگو در کربلا چه گذشت بگو ما چه کنیم! دو خط آخرش رو از یکی از دوستان شنیدم. بعضی وقتها هر چقدر هم که تنها باشی بازم یه حضور گرم رو پیش خودت احساس می کنی وقتی که خدا رو داری!! امشب که هرچه بگویم برای توست یک جان که بیشتر ندارم آنهم فدای توست .... قربون شکل ماهت برم خودم! می دونی که من هروقت کارم لنگ می زنه میام سراغت ولی می دونم اونقدر کریم و مهربون هستی که با این وجود ناامیدم نکنی... تو رو جون جوادت(ع) دل همه جوونای دنیا رو شاد کن! مرسی آقای غریبم! |
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||